|
عنوان
اول پیک
نت 6
بهمن
انتشار
پیک نت
در گرو
پایان
قطع
اینترنت
درایران
است

از 24
دیماه که
آخرین
شماره
پیک نت
بود، تا
امروز که
ششم بهمن
است، هیچ
تغییری
در تحلیل
عنوان
اول پیک
نت 24
دیماه
پیرامون
رویدادهای
ایران
بوجود
نیآمده
است، مگر
انتشار
وسیع
اجساد
قربانیان،
قطع کامل
اینترنت
و بیم و
هراس از
حمله
نظامی به
ایران.
کسانی که
پیک نت
را منظم
پیگیری
کرده
باشند
بخوبی
میدانند
که ما
بارها،
حتی
مستند به
سخنان
وزیر
خارجه
امریکا
نوشتیم
که
سناریوی
حمله به
ایران
علیرغم
نتایج
فاجعه
باری که
ببار
آورد، به
نتیجه
مطلوب
امریکا و
اسرائیل
نرسید.
یعنی
همزمان
با
بمباران
ایران
مردم
برای
شورش به
خیابان
نیآمدند.
وزیرخارجه
امریکا
با دقت
گفت که
اینبار
باید
برعکس
عمل شود.
یعنی
ابتدا در
روی زمین
شورش شود
و سپس ما
از هوا
واردعمل
شویم.
(بارها
این جمله
روبیو در
عناوین
اول پیک
نت تکرار
و نسبت
به تحقق
آن هشدار
داده شد،
اما نرفت
میخ
آهنین بر
سنگ)
حکومت
شکست طرح
جنگ 12
روزه را
به حساب
پیروزی
خود در
جنگ با
اسرائیل
گذاشت و
از چند
روز پس
از ستایش
مردم و
ملی
گرائی،
بار دیگر
بازگشت
به سر
خانه اول
خود. در
مجلس و
نماز
جمعه ها
بار دیگر
بر طبل
حجاب
کوبیده
شد و
دولت،
پیش از
آنکه
الیگارش
ها و
مافیاهای
اقتصادی
را
محاصره و
فلج کند،
طرح شوک
درمانی
خود را
به اجرا
گذاشت و
جرقه
تظاهرات
را بازار
زد،
دانشجویان
این
اعتراض
را پی
گرفتند و
متعاقب
آن مردم
در سراسر
ایران به
خیابان
آمدند.
در فاصله
دو روز،
تخریب و
آتش
سوزی،
ترورها
در حالی
آغاز شد
که نیروی
انتظامی
و حکومت
مبهوت
بودند و
از بیم
بهانه
ندادن به
خارج دست
به سلاح
نبردند.
در جریان
تخریب ها
و آتش
سوزی ها
و ترور،
افراد با
نقاب،
سلاح
کمری و
بمب های
آتش زا
دست به
عمل
زدند.
طبیعی
است که
در میان
آنها
افرادی
بودند که
ادامه
شبکه های
پرنفوذ و
سازمان
یافته
اسرائیل
بودند.
همان
شبکه
هائی که
تا قلب
حکومت
نفوذ
کرده و
توانسته
بودند
اسماعیل
هنیه
رهبر
حماس را
در قلب
تهران
ترور
کنند،
فخری
زاده
ارشد
ترین
فعال
اتمی
ایران را
در جاده
آبعلی
ترور
کنند، در
آغاز
حمله
اسرائیل
به
ایران،
ارشد
ترین
فرماندهان
نظامی
ایران را
ترور و
ضد هوائی
های
ایران را
تخریب
کرده و
از کار
بیاندارند.
ادامه
همین
شبکه ها
توانستند
در
روزهای
اول
تظاهرات
مردم،
دست به
آشوبی
بزنند که
وزیرخارجه
امریکا
گفته بود
منتظر
آنست تا
طرح دوم
حمله به
ایران
انجام
شود. با
تاخیری
چند
روزه،
حکومت
آسان
ترین راه
حل و
همیشگی
ترین راه
حل خود
را آغاز
کرد:
کشتار
کور و
گسترده
مردمی که
نقشی در
شورش
نداشتند.
درحالیکه
اگر از
پیش طرح
امریکا و
اسرائیل
را عمیقا
درک کرده
و خود را
آماده
خنثی
سازی آن
کرده
بودند،
ابتدا
محاصره
الیگارش
ها را
اجرا
کرده
بودند و
سپس به
دام
انداختن
شبکه های
اسرائیل
را. شبکه
هائی که
به آسانی
و با
اندک
پولی
توانستند
اوباش
تهران و
شهرستانها
که اغلب
سابقه
زندان هم
داشتند
را به
میدان
بفرستند.
با همان
خالکوبی
ها و زخم
های کهنه
چاقو و
قمه بر
سر و
صورت و
شانه
هایشان.
نمیتوان
گفت که
آنها
مامور
موساد
بودند،
اما
سرشبکه
های
موساد به
خوبی
توانستند
آنها را
در
روزهای
اول
تظاهرات
برای آتش
زدن،
کشتن،
ایجاد
هیجان در
میان
جوانان و
نوجوانانی
که دست
به
تظاهرات
زده
بودند به
میدان
بفرستند.
این ننگ
برای همه
دستگاه
های
اطلاعاتی
و ضد
جاسوسی
جمهوری
اسلامی
که تا
زیر پوست
کل نظام
اسرائیل
توانست
نفوذ کند
و شبکه
بوجود
آورد
ابدی
است.
دستگاههائی
که 47
سال
رسالت
خود را
در گرفتن
و شکنجه
کردن و
اعتراف
گیری
فعالان
سیاسی
داخل
کشور
خلاصه
کردند.
.و ننگ
دیگری بر
دامن همه
دستگاههای
تبلیغاتی
جمهوری
اسلامی و
در صدر
آنها صدا
و سیما
که اگر
به مردم
آفتاب را
نشان
بدهند و
بگویند
روز است،
مردم
میگویند
شب است و
دروغ می
گوئید.
این ننگ
پر قبای
روحانیون
حکومتی
را نیز
گرفته
است.
همین بی
اعتمادی
مردم به
حکومت
است که
اگر در
همان
روزهای
اول
تظاهرات
هم اطلاع
می
یافتند و
به مردم
می گفتند
از خانه
بیرون
نیآئید
تا شبکه
های
نفوذی و
تخریب و
جنایت را
دستگیر
کنیم،
مردم
باور
نکرده و
آن را
فریبی
دیگر
میدانستند.
چنین شد
که حکومت
یکبار
دیگر به
آسان
ترین راه
حل متوسل
شد: آتش
گشودن به
روی
مردمی که
نقشی در
آتش سوزی
ها و
ویران
کردن ها
نداشتند
و
دراعتراض
به گرانی
و
محرومیت
به
خیابان
آمده
بودند.
پیرامون
آنچه روی
داد،
بسیار می
توان
نوشت،
اما در
بطن هر
نوشته و
تحلیلی
این
واقعیت
نهفته
است که
نفوذ در
درون
حکومت و
غفلت های
حکومتی
برای
کنترل
اوضاع و
جلوگیری
از شورش
نقشی مهم
داشت.
حاصل 6
ماه غفلت
و خوش
خیالی و
پافشاری
بر سیاست
های
اقتصادی
و
اجتماعی
گذشته،
همین
سفره
خونینی
است که
اکنون در
سراسر
ایران
پهن است.
(نمونه
آن فیلم
سردخانه
خرم
آباد)
نیروهای
انتظامی
و حتی
سپاه
نتوانستند
در همان
روزهای
اول،
حداقل با
ایجاد
راه
بندان
ها،
جمعیت را
کنترل و
عوامل
تخریب و
دعوت
مردم به
شورش را
شناسائی
و دستگیر
کنند.
کاری که
در همه
کشورها،
بی نیاز
به آتش
گشودن به
روی مردم
رایج
است.
باز
انتشار
تصاویر
دلخراش
کشتار
مردم،
تکرار و
تاکید بر
زیر بنای
اقتصادی
اعتراض و
تظاهرات
مردم که
بصورت
توطئه
آمیزی به
شورش ختم
شد و ما
یقین
داریم که
دست هائی
از درون
حکومت و
بویژه
اتاق
بازرگانی
و محافل
مافیائی
اقتصادی
در آن
دخیل
بوده
اند، ذکر
مصیبت
است،
درحالیکه
باید پیش
از مصیبت
به
فکرچاره
بود. این
شامل حال
همه آنها
که پس از
شورش و
کشتار
دست به
نامه
نگاری و
جمع آوری
امضاء
شده و یا
مفسر پس
از واقعه
شده اند
نیز می
شود.
همانها
که امروز
هم جرات
ندارند
درباره
فردا و
احتمالات
سخن
بگویند و
یا قلم
روی کاغذ
سفید
بگذارند
و در
انتظار
حوادثی
که پیش
بینی هم
نمی
توانند
بکنند،
به حرف
های کلی
و چند
پهلو
ادامه
میدهند.
---------------------
دراین
روزها،
بارها
سئوال
کرده اند
که چرا
پیک نت
منتشر
نمی شود؟
پاسخ ما
چنین
است:
1- تحلیل
آنچه در
ایران
روی
داده،
همان است
که بویژه
در شماره
های 23 و
24 دیماه
پیک نت
منتشر
شد. بقیه
اش ذکر
مصیبت
همراه با
عکس و
فیلم
هائی است
که هیچ
نوع
امکان
مشاهده
آن در
ایران
فعلا
نیست. در
خارج از
کشور هم
همه جا و
همه سو
هست و
نیازی به
تکرار آن
در پیک
نت نیست.
2-
اینترنت
فعلا و
همچنان
در ایران
قطع است
و دسترسی
به پیک
نت
ناممکن.
مطابق
آماری که
ما
داریم،
تا پیش
از حوادث
اخیر و
قطع کامل
اینترنت،
از
میانگین
خوانندگان
روزانه
ما که
بین 6 تا
7 هزار
است که
همه
محدویت
های ناشی
از
فیلترینگ
را پشت
سر می
گذاشتند
تا به
پیک نت
برسند،
تنها 10
تا 15 در
صد
خوانندگان
پیک نت
در خارج
از
کشورند
که آنها
نیز مگر
چند
انگشت
شماری که
ما را در
حد توان
خود
حمایت
مالی می
کنند و
پیوسته
سپاسگزار
این
حمایتشان
هستیم،
بقیه
تصور می
کنند پیک
نت
صلواتی
منتشر می
شود.
بموجب
همین
واقعیات
است که
ما منتظر
گشایشی
در
اینترنت
ایران
هستیم تا
کار خود
را برای
آن
تقریبا
80 در
صدی که
خوانندگان
ما هستند
بار دیگر
ادامه
دهیم.
حتی در
جستجوی
راه حلی
هستیم که
بتوان با
استفاده
از شبکه
های
اینترنت
داخلی
(مانند
"بله"،
"روبیکا"
و ....)
پیک نت
را منتشر
کنیم.
حتی اگر
امکان
انتشار
عکس و
فیلم
نباشد و
برخی
ملاحظات
برای
انتشار
آن روی
شبکه های
داخلی
گریز
ناپذیر
باشد.
بدین
ترتیب
است که
منتظر
زمان و
گشوده
شدن گره
اینترنت
در داخل
کشور
هستیم که
امیدواریم
با خنثی
شدن خطر
حمله به
ایران،
این گره
باز شود.
----------
از میان
تفسیرهای
حکومتی
درباره
حوادث
خونین
تظاهرات
و شورش،
که با
هدف
گمراه
کردن و
فریب
دادن
افکار
عمومی از
صدا و
سیما و
برخی
برنامه
های
داخلی
روی
یوتیوب
منتشر می
شود،
یگانه
مصاحبه
ای که در
آن بسیار
ملایم و
حاشیه ای
در پاسخ
به
سئوالات
فرمایشی،
به ریشه
های
حوادث
اخیر
اشاره
شده،
مصاحبه
علی
لاریجانی
دبیر
شورای
عالی
امنیت
ملی در
سیمای
جمهوری
اسلامی
است که
لینک آن
را
برایتان
در زیر
این
یاداشت
می
گذاریم.
https://www.youtube.com/watch?v=s8Cg38UOZ9E |
|
|
پیشنهاد
برگزاری
آن در
ترکیه
اجلاس سه
جانبه
ترامپ-
اردوغان-
پزشکیان

اینترنت
حتی به
حالت پیش
از حوادث
اخیر
ایران
بازنگشته.
یعنی حتی
فیلترشکن
را نمی
توان روی
کامپیوتر
سوار کرد
تا بتوان
با
استفاده
از آن
سایت ها
را باز
کرد.
علیرغم
همه
محدودیت
ها و
محرومیت
ها، چند
خبر و
گزارش
مهم جلسه
(کنگره)
معیشت و
عدالت را
منتشر می
کنیم تا
شاید
علاوه بر
آنها که
روی گوشی
های تلفن
خود می
توانند
با زحمت
بسیار
سایت ها
را باز
کنند، در
روزهای
آینده
اگر
اینترنت
اندکی
حالت
معمولی
پیدا کرد
بتوانند
این
اخبار و
گزارش ها
را
بخوانند.
دو خبر
سیاسی
مهم سه
روز اخیر
که در
اوج
شایعات و
هیجان
های ناشی
از
احتمال
حمله
نظامی
امریکا
به ایران
جامعه
خونین را
در بر بر
گرفته
بود،
نخست
پیشقدم
شدن رئیس
جمهور
ترکیه
"اردوغان"
برای یک
دیدار سه
جانبه
میان
ترامپ-
اردوغان
و
پزشکیان
است که
باید دید
این
ابتکار
اردوغان
به عمل
تبدیل
خواهد شد
یا نه.
ترامپ در
ابتداء
ورود
دوباره
اش به
کاخ سفید
طی نامه
و پیامی
خواهان
دیدار با
پزشکیان
شده بود
اما چند
روز بعد،
پزشکیان
اعلام
کرد که
رهبری با
چنین
دیداری
مخالفت
کردند و
من هم
پیروی
کردم.
رهبر
جمهوری
اسلامی
نیز به
فاصله
چند روز
در یکی
از
سخنرانی
ها خود
گفت: «نه
حمله
(جنگ) می
شود و نه
مذاکره
می کنیم»
که البته
این پیش
بینی
شتابزده
و بیگانه
با اوضاع
جهان و
منطقه
تحقق
نیافت.
در آن
دوران
هنوز غزه
بمباران
نشده
بود، حزب
الله
لبنان
تاریخی
ترین
ضربات و
تلفات را
متحمل
نشده و
از آن
مهم تر
هنوز
بشار اسد
در سوریه
حاکم
بود. همه
این
امکانات
از بین
رفت. نمی
توان گفت
که اگر
مذاکرات
مستقیم
با ترامپ
انجام
شده بود
این
امکانات
برجای می
ماند،
اما نمی
توان
تصور کرد
که این
امکانات
برجای می
ماند.
ترامپ
لولوخور
خوره
نیست. می
شد و می
شود با
امریکا
مذاکره
مستقیم
کرد اما
در
چارچوب
حفظ
استقلال
و
امتیازی
هم خلاف
آن نداد.
همچنان
که رهبر
کره
شمالی دو
بار با
ترامپ
دیدار
کرد و
حتی
ترامپ در
سفر به
کره
جنوبی به
مرز
مشترک دو
کره رفت
و خط
مرزی را
شکست و
وارد کره
شمالی شد
و آسمان
هم به
زمین
نیآمد.
سیاست
های
شعاری و
نمایشی و
تبلیغاتی
جمهوری
اسلامی
ضربات
مهلکی به
ایران
زده است
که نمونه
بالا،
تنها یک
نمونه از
صدها
نمونه و
شاید
بیشتر
است.
ضمنا
یادآور
می شویم
که فعلا
تنها روی
تلگرام و
فیسبوک
پیک نت
11 بهمن
منتشر می
شود زیرا
امکان
فعال شدن
سایت پیک
نت در
ایران به
هیچ وجه
ممکن
نیست. |
|
|
با
تجهیزات
نظامی
هواپیماهای
غول پیکر
روسیه
وارد
ایران شد

در
ایران
این خبر،
همزمان
با
شایعات
مربوط به
خطر حمله
نظامی
امریکا
به ایران
رسانه ای
شد:
چهار
هواپیماهای
غولپیکر
روسیه که
سه فروند
آن
"آنتونوف"
بودند،
طی 24
ساعت
گذشته
وارد
ایران
شده و در
یکی از
فرودگاههای
کشور
فرود
آمدند.
با آنکه
بار این
هواپیماها
اعلام
نشده،
اما بی
نیاز از
اعلام
رسمی، می
توان حدس
زد که
بار آنها
هواپیمای
جنگنده،
ضد هوائی
و دیگر
تجهیزات
نظامی-
دفاعی
است. |
|
|
همزمان
با اخبار
مانورنظامی
مشترک
چین-
روسیه-
ایران
سفر علی
لاریجانی
به مسکو
و دیدار
و مذاکره
با پوتین

در
اوج جنگ
روانی
پیرامون
حمله
نظامی
امریکا
به ایران
که بی
وقفه
رسانه
های غربی
آن را
داغ کرده
و می
کنند و
متاسفانه
در داخل
کشور نیز
برخی
رسانه
های
حکومتی
که امکان
انتشار
محدود
یافته
اند به
آن دامن
زده و
تولید
وحشت در
جامعه می
کنند و
بحران
اقتصادی
را با
بیم از
جنگ و
کمبود
مواد
غذائی
تشدید،
اعلام
شد: چین-
روسیه و
ایران یک
مانور
مشترک
نظامی با
سلاح های
جنگی در
آبهای
جنوبی
ایران
برگزار
خواهند
کرد. این
مانور
پیامی
است به
امریکا
که خیال
حمله به
ایران را
از سر
بیرون
کند.
در ادامه
اخبار
مربوط به
خطر جنگ
و حمله
نظامی و
مانور
نظامی
مشترک سه
کشور،
اعلام شد
که علی
لاریجانی
دبیر
شورای
عالی
امنیت
ملی، بی
سر و صدا
راهی
مسکو شد.
خبرگزاری
اینترفکس
روسیه
گزارش
داد که
لاریجانی
در این
سفر با
پوتین
رئیس
جمهور
روسیه
دیدار
کرد.
درباره
مسائل
مطرح شده
در این
دیدار
گزارشی
منتشر
نشده
است.
تمام
شواهد
نشان
میدهد که
اداره
کشور به
یک شورای
چند نفره
سپرده
شده که
علی
لاریجانی
در راس
آن قرار
دارد و
ابتکار
عمل های
سیاسی با
اوست.
این که
وی چه
اختیاراتی
گرفته و
تا چه حد
با رهبر
جمهوری
اسلامی
همآهنگ
است
نامعلوم
است. |
|
|
نخست
وزیر
مجارستان:
اتحادیه
اروپا
اجازه
نمیدهد
مردم از
اخبار
واقعی
مطلع
شوند

نخست
وزیر
مجارستان
"ویکتور
اوربان”:
اوربان
در یک
نشست
خبری گفت
که اروپا
تحت
سانسور
اطلاعاتی
قرار
دارد و
شهروندان
اروپایی
به دلیل
ممنوعیت
پخش
رسانههای
روسی در
اتحادیه
اروپا،
تنها
اطلاعات
یکجانبه
درباره
جنگ
اوکراین
دریافت
میکنند
و
نمیتوانند
مواضع
روسیه را
درک
کنند. در
حالیکه
مردم
اروپا حق
دارند از
مواضع هر
دو طرف
جنگ مطلع
شوند،
بروکسل
با اعمال
سانسور
این حق
را نقض
کرده
است. این
سانسور
به
رهبران
اتحادیه
اروپا
اجازه
میدهد
شهروندان
را گمراه
کنند و
تصمیمات
خطرناکی
مانند
اعزام
احتمالی
نیروهای
غربی به
اوکراین
اتخاذ
کنند و
خطر
درگیری
مستقیم
نظامی با
روسیه را
افزایش
دهند.
درحالیکه
باید از
گسترش
جنگ به
یک
درگیری
منطقهای،
اروپایی
یا جهانی
جلوگیری
شود. |
|
|
برای
خنثی
سازی
حمله
موشکی
رادار سه
بُعدی
چین
در چهار
نقطه
ایران
مستقر شد

چین
تعدادی
از
رادارهای
سه بعدی
YLC-8B
استراتژیک
خود که
بُرد آن
۷۰۰
کیلومتر
است را
به ایران
منتقل
کرده
است. این
رادار
قادر است
از فاصله
۷۰۰
کیلومتری
اهداف
مختلف را
شناسایی
و ردیابی
کند تا
موشکهای
بالستیک
را از
فاصله
۵۵۰
کیلومتر
جنگنده
ها را
شکار
کند.
این
رادار
میتواند
بعد از
هر موج
حمله
سریعا
جابجا
شده و به
مکان
دیگری
منتفل
شود تا
هدف قرار
نگیرد.
تهران،
اصفهان،
بندرعباس
و تبریز
که در
تیررس
موشکهای
بالستیک
هوا به
زمین و
تهدیدات
هوایی و
موشکهای
کروز
هستند با
کمک این
رادار سه
بعدی
شناسایی
کرده و
امکان
مقابله
با آنها
را فراهم
کند. |
|
|
ایشان با
این
تفکرات
می خواهد
رهبر
جانشین
شود!

ایشان
آیت الله
میرباقری
زعیم
جبهه
پایداری،
عضو مجلس
خبرگان و
جانشین
آیتالله
مصباح
یزدی است
که خود
را آماده
جانشینی
رهبر
کنونی
جمهوری
اسلامی
کرده
است. از
همین چند
جمله ای
که اخیرا
بالای
منبر در
مخالفت
با
مذاکره و
جنگ طلبی
گفته،
بخوانید
حدیث
مفصل را
که چه
کسانی می
خواهند
سکاندار
جمهوری
اسلامی
شوند.
ایشان
گفته
است:
پیروزی
بر دشمن،
با سنن
الهی
محقق
میشود،
نه با
امکانات
(تسلیحات
نظامی).
نوع
انبیای
الهی در
موازنۀ
قدرت با
دشمن
نبودند،
ولی با
تکیه بر
سنتهای
الهی
پیروز
شدند.
حضرت
ابراهیم
در
موازنۀ
با نمرود
نبود،
ولی
پیروز
شد! حضرت
موسی با
فرعون در
موازنه
نبود،
ولی
پیروز
شد!
بدنبال
این
افاضات و
ادعاهای
مربوط به
دوران
نمرود و
فرعون،
حمید
رسایی
سخنگوی
ایشان در
مجلس
گفت:
سازوبرگ
نظامی و
اِعداد
قوای
دیگری که
با قصد
قربت
برای
مقابله
با دشمن
آماده
کردهایم،
هرچند
محترم و
مقدس
است، ولی
برای
پیروزی
بر
دشمنان،
باید به
سنتهای
الهی
تکیه و
اعتماد
کنیم، نه
به
امکانات
و
تجهیزات.
ما
نمیدانیم
چرا در
جنگ 12
روزه به
این سنت
و قدرت
الهی
تکیه
نکردند
تا
ارشدترین
فرماندهان
نظامی
ترور
نشوند،
پایگاه
های
نظامی و
اتمی
بمباران
نشود،
دانشمندان
اتمی
ترور
نشود و
در
بمباران
های
اسرائیل
حداقل
1200 نفر
از مردم
عادی
کشته
نشوند؟
وقتی
گفته می
شود که
نخستین
گام برای
اصلاحات،
بازگرداندن
روحانیون
حکومتی
به حوزه
های
مذهبی و
کوتاه
کردن دست
آنها از
قدرت
حکومتی
است، حرف
بی جائی
گفته نمی
شود.
همین
تفکر و
همین
تکیه به
سنت های
الهی بود
که مراجع
وقت در
دوران
فتحعلی
شاه
قاچار
فتوای
جهاد با
ارتش
روسیه
تزاری را
دادند و
تمام
قفقاز از
دامن
ایران پر
کشید! |
|
|
گزارش
عراقچی
از مسقط
مذاکرات
خوبی با
ویتکاف
داشتیم

امروز
گفتوگوهای
فشردهای
و طولانی
داشتیم
از ۱۰
صبح تا
الان که
نزدیک به
شش
بعدازظهر
است،
جلسات
متعددی
به صورت
غیرمستقیم
برگزار
شد. آقای
بدر
البوسعیدی
وزیر
خارجه
عمان
زحمت
زیادی
امروز
کشید، هم
از باب
مهمان
نوازی و
میزبانی
و هم از
باب
انتقال
صحبتها
و
پیامهای
طرفین به
همدیگر.
چندین
دور
جلسات
برگزار
شد و
صحبتهایی
که با
ایشان
داشتیم و
بعد
ایشان با
طرف
مقابل
داشت.
نقطه
نظرات ما
بعد از
مدت
طولانی
که صحبتی
نداشتیم
به هم
منتقل شد
و
نگرانیهای
ما منتقل
شد.
منافع ما
و حقوق
مردم
ایران و
همه
مواردی
که باید
گفته
میشد در
جوّ
بسیار
خوبی
منتقل و
دیدگاههای
طرف
مقابل
شنیده
شد.
شروع
خوبی بود
ولی
ادامه آن
منوط به
این است
که ما در
پایتختها
مشورتهایی
را انجام
دهیم و
درباره
چگونگی
ادامه
تصمیم
بگیریم.
درباره
نفس
ادامه
مذاکرات
تقریبا
توافق
نظر وجود
داشت و
قرار شد
ادامه
یابد،
ولی زمان
و چگونگی
و تاریخ
آن در
مشورتهای
بعدی که
از طریق
وزیر
خارجه
عمان
انجام
خواهد
شد. فضای
خوبی
حاکم بود
و در یک
جمله
میتوانم
بگویم
شروع
خوبی
بود.
الان در
مرحلهای
هستیم که
بعد از
هشت ماه
پر تلاطم
که یک
جنگ را
پشت سر
گذاشتیم
و همه
مسائل
دیگری که
میدانید،
دوباره
یک روند
گفتوگو
آغاز شد.
این بی
اعتمادی
بسیار
بزرگی که
در این
مدت به
وجود
آمده و
به بی
اعتمادیهای
قبلی
اضافه
شده، یک
چالش
سنگین بر
سر راه
مذاکرات
است و
اول باید
بر این
فضای بی
اعتمادی
غلبه شود
و بعد
چارچوب
یک
گفتوگوی
جدید را
طراحی
کنیم.
اگر همین
روند و
همین
دیدگاه
در طرف
مقابل
ادامه
یابد،
میتوانیم
در جلسات
بعدی به
یک
چارچوب
مورد
توافق
برای
گفتوگوها
و
موضوعاتی
که مطرح
است
برسیم. |
|
|
عنوان
اول پیک
نت 14
بهمن
فرصت
سوزی
شناسنامه
ج.
اسلامی
است

جمهوری
اسلامی
در فرصت
سوزی
شاید در
جهان کم
نظیر
باشد. در
تمام
عرصه های
سیاسی،
اجتماعی،
اقتصادی
و در هر
تصمیمی
که می
گیرد و
باید
سالها
پیش
بموقع
خود آنرا
می گرفت.
شاید
ساده
ترین
نمونه آن
همین
تصمیم به
صدور
گذرنامه
رانندگی
با
موتورسیکلت
برای
خانم ها
و یا
ماجرای
حجاب
اجباری
باشد که
بسیار با
تاخیر
گرفته شد
و ارزش و
اعتبار
خود را
بعنوان
یک اقدام
و یک
تدبیر
عاقلانه
و منطبق
با شرایط
توسط
حکومت از
دست داد.
شاید
فردا هم
زمانی
درباره
تغییرات
اساسی در
شکل و
شمایل
صدا و
سیما
بدهد که
دیگر
ارزش
امروز را
نداشته
باشد و
مردم آن
را به
حکومت
تحمیل
کرده
باشند.
چنان که
در باره
حجاب و
گواهینامه
موتورسیکلت
برای
زنان
شاهد
شدیم و
سرنوشت
اینترنت
نیز همین
خواهد
شد.
این ها
نمونه
ساده و
به روز
فرصت
سوزی های
حکومتی
است.
درحالیکه
حکومت
فرصت های
تاریخی
را
سوزانده
و زمانی
به اهمیت
یک تصمیم
آگاهی
یافته که
فرصت
اجرای
بموقع آن
را از
دست داده
است.
تاره
ترین
نمونه،
تلاش
هائی است
که برای
تشکیل یک
جبهه
دفاعی
مشترک با
چین و
روسیه
آغاز
کرده
است.
تصمیمی
که پیش
از حمله
هوائی
اسرائیل
و امریکا
به ایران
باید
گرفته می
شد. و یا
برداشتن
گام هائی
درجهت
اتحاد با
چهار
کشور مهم
همسایه
خشکی و
آبی
ترکیه،
عربستان،
پاکستان
و کمی
دورتر،
مصر، با
هدف
تشکیل یک
جبهه
بازدارندگی
در برابر
اسرائیل.
روز
گذشته
عراقچی
با وزرای
خارجه
عربستان،
مصر و
ترکیه بر
سر همین
مسئله
گفتگوی
تلفنی
انجام
داد که
امیدواریم
در آینده
نزدیک با
پاکستان
هم
همینگونه
انجام
شود.
بلافاصله
پس از
سقوط
حکومت
بشار اسد
و سقوط
حزب الله
لبنان،
ما بارها
در پیک
نت از
بازدارندگی
نوین
نوشتیم و
این که
تاریخ
مصرف
بازدارندگی
توسط
گروه های
نیابتی
به پایان
رسیده و
باید
سریعا با
همین
کشورهائی
که نام
بردیم
وارد
مذاکراتی
جهت
تشکیل یک
جبهه
بازدارندگی
در برابر
اسرائیل
شد. این
مهم
آنقدر به
تاخیر
افتاد که
حمله
ناگهانی
اسرائیل
و امریکا
به ایران
روی داد.
همین
تاخیرها
و فرصت
سوزی ها
را می
توان در
دو
قرارداد
جداگانه
اما
راهبردی
با چین و
روسیه
دنبال
کرد و یا
مذاکره
با
امریکا،
تاخیر در
قدرتمند
کردن
ناوگان
هوائی -
نظامی
ایران،
مقابله
با
مافیاهای
اقتصادی
و دهها و
دهها
موضوع
دیگر. |
|
|
82
ایستگاه
مترو
پناهگاه
می شود
ایران
برای 2.5
میلیون
نفر
پناهگاه
زیر
زمینی
ایجاد می
کند

راشا
تودی:
مقامات
تهران از
ایجاد
پناهگاههای
زیرزمینی
برای 2.5
میلیون
نفر خبر
داده
اند. به
گفته علی
نصیری،
رئیس
سازمان
مدیریت
بحران
تهران،
این
تصمیم به
دلیل
افزایش
تنشها
در
خاورمیانه
گرفته
شده است.
این
پناهگاهها
در بیش
از 300
مکان، از
جمله
پارکینگها
و 82
ایستگاه
مترو،
برپا
خواهند
شد و
مجهز به
توالت و
ذخایر آب
و غذا
خواهند
بود.
پیش از
این،
دونالد
ترامپ،
رئیس
جمهور
آمریکا،
با توجه
به حضور
کشتیها
جنگی در
سواحل
ایران،
نسبت به
توافق با
ایران
ابراز
امیدواری
کرد.
ریانووستی
به نقل
از ترامپ
نوشت:
«بزرگترین
و
قدرتمندترین
کشتیهای
جهان
نزدیک
ایران
هستند،
بسیار
نزدیک.
امیدوارم
ظرف چند
روز
آینده به
توافق
برسیم.» |
|
|
قدرت
سیاسی با
شبکههای
اجتماعی
به مردم
یک جامعه
تحمیل می
شود
م.
فرهمند

عبارت
تحریک
آمیز
“Amplifier
for
Idiots”
که به
اریک
اشمیت،
مدیرعامل
پیشین
گوگل،
نسبت
داده
میشود،
به
شبکههای
اجتماعی
بهعنوان
“تقویتکننده”
اشاره
دارد؛ نه
تقویتکنندهی
استدلالهای
عمیق یا
تحلیلهای
پیچیده،
بلکه
بزرگنماییکنندهی
پیامهای
سادهانگارانه،
احساسی و
اغلب
دوقطبیکننده.
گزارهی
«در عمل،
تنها کسی
میتواند
حکومت
کند که
بلد باشد
این
تقویت
کنندههای
ساده
لوحی را
به کار
بیندازد»،
واقعیتی
بنیادین
از سیاست
معاصر را
بیان
میکند.
شبکههای
اجتماعی
به
مثابه
ابزار
قدرت
دنیای
مدرن در
نبرد
اجتماعی
هستند.
شبکههای
اجتماعی
کانالهای
خنثی
ارتباطی
نیستند.
الگوریتمهای
آنها
برای
بیشینهسازی
توجه
طراحی
شدهاند.
محتواهایی
که خشم،
ترس،
نفرت یا
همذات
پنداری و
همگرايی
شدید را
برمیانگیزند،
شانس
بیشتری
برای
دیده
شدن
دارند.
در
مقابل،
پیچیدگی،
تردید و
چندلایگی
معنا
معمولاً
به حاشیه
رانده
میشوند،
چرا که
با گذر
زمان و
غرق شدن
در شبکه
های
اجتماعی
آستانه
تمرکز
ذهنی و
تحمل
آنچنان
کاهش
پیدا
میکند
که حتی
مطالعه
کردن به
مرور به
حاشیه
رانده
میشود و
سطح
آگاهی
فرد به
دیدن و
شنیدن
ویدئوهای
کوتاه و
در بیشتر
موارد
ادیت شده
نزول
پیدا
میکند،
در عین
حال فرد
دچار یک
اعتماد
به نفس
کاذب
خواهد شد
که گویا
با دیدن
یک
ویدئوی
کوتاه
صاحب نظر
شده و بر
اوضاع
پیرامون
احاطه
پیدا
کرده.
این توهم
بویژه
شدیدتر
میشود
زمانیکه
فرد
نادانسته
در دام
الگوریتم
پلتفرمهای
اجتماعی
میافتد.
در چنین
فضایی،
هر کنشگر
سیاسی که
خواهان
کسب یا
حفظ قدرت
است،
ناگزیر
باید این
منطق را
بفهمد؛
نه
الزاماً
برای
تولید
محتوای
“ابلهانه”،
بلکه
برای
پذیرش
این
واقعیت
که امروز
میزان
دیده
شدن کمتر
از کیفیت
استدلال
نیست و
بویژه
برانگیختن
احساسات
نسل جوان
را
میتوان
از این
طریق
بخوبی
مدیریت
کرد.
اینجاست
که ساده
سازی
مسائل
پیچیده
اجتماعی
و سیاسی
جای
حقیقت را
میگیرد.
سیاست
همواره
به نوعی
سادهسازی
نیاز
داشته
است.
آنچه
امروز
تغییر
کرده،
سرعت و
دامنهی
گردش
پیامهای
ساده
شده یا
تحریف
شده
است. یک
جملهی
احساسی
میتواند
در چند
ساعت به
میلیونها
نفر برسد
- به
اصطلاح
"وایرال"
شود- ،
پیش از
آن که
فرصت
هرگونه
بررسی
مبتنی بر
واقعیت
فراهم
شود.
در این
فضا،
کسانی
دست بالا
را دارند
که
آمادهاند
مسائل
پیچیده
را به
دشمنسازی،
شعار یا
خشم
اخلاقی
فروبکاهند.
پلتفرمها
دقیقاً
همین نوع
محتوا را
تقویت
میکنند
-
بیاعتنا
به درستی
یا
نادرستی
آن.
“سادهلوحی”
در اینجا
بهعنوان
یک
ساختار
دیده
میشود و
نه یک
توهین.
واژهی
“Idiots”
در این
عبارت
بیش از
آن که
توهین به
افراد
باشد،
توصیف یک
سازوکار
است.
منظور،
فضای
ارتباطیای
است که
واکنشهای
آنی،
قضاوتهای
شتابزده
و
رفتارهای
احساسی
را پاداش
میدهد.
حتی
افراد
تحصیلکرده
و هوشمند
نیز در
شبکههای
اجتماعی
اغلب
احساسیتر
و کم
تأملتر
از دیگر
موقعیتها
عمل
میکنند.
در این
معنا،
“سادهلوحان”
یک گروه
خاص
نیستند؛
بلکه
حالتی از
رفتار
انسانیاند
که منطق
پلتفرمها
آن را
تشویق
میکند.
حکومت
کردن
یعنی
توجه
مخاطبان
را جلب
کردن.
گاهی یک
ویدئوی
کوتاه از
یک جوان
خوش سیما
چنان
تاثیرگذار
است که
شخص
بیننده و
شنونده
نظر این
یک نفر
را
بعنوان
دیدگاه
عمومی
میبیند.
از این
نمونه ها
در این
روزهای
بحرانی
در مورد
ایران
بسیار
هستند.
توانایی
حکومتداری
امروز
دیگر
تنها به
برنامهها،
نهادها
یا
اکثریتهای
پارلمانی
محدود
نیست؛
بلکه به
مهارت در
هدایت
توجه
عمومی
وابسته
است. کسی
که منطق
شبکههای
اجتماعی
را
نادیده
بگیرد،
حتی با
بهترین
ایدهها،
بهسادگی
صدای خود
را از
دست
میدهد.
این
وضعیت به
یک
دوراهی
منجر
میشود:
سیاستمداران
یا باید
قواعد
این بازی
را
بپذیرند،
یا خطر
نامرئیشدن
را به
جان
بخرند.
در این
میان،
مرز میان
ارتباطگیری،
پوپولیسم
و
دستکاری
افکار
عمومی
روزبهروز
کمرنگتر
میشود.
این
موضوع را
برای
مردمسالاری
باید
بسیار
جدی گرفت
چرا که
این
هشداری
جدی است.
اگر قدرت
سیاسی
وابسته
به
“بهکارانداختن
تقویت
کنندههای
ساده
لوحی”شود،
باید
پرسید که
مردمسالاری
در
بلندمدت
چگونه
میتواند
دوام
بیاورد؟
چالش
اصلی،
ساختن
فضاهایی
است که
در آنها
پیچیدگی
دوباره
مجال
بروز
پیدا کند
-
بیآنکه
میدان
بهطور
کامل به
بلندترین
و
سادهترین
صداها
واگذار
شود.
در پایان
میتوان
گفت که
اصطلاح
“Amplifier
for
Idiots”
نه تحقیر
مردم،
بلکه
نقدی
ساختاری
به
عرصهی
عمومیِ
دیجیتال
است. هر
کس که
امروز
قصد
حکومتکردن
دارد،
باید
بداند
شبکههای
اجتماعی
چگونه
توجه را
تولید و
تقویت
میکنند.
اما پرسش
اساسی
این نیست
که چه
کسی
میتواند
این
تقویتکنندهها
را به
کار
بگیرد،
بلکه این
است که
جامعه تا
چه زمانی
میتواند
با چنین
قواعدی
بازی
کند،
بیآنکه
به خود
آسیب
بزند. |
|
|
چرا شورش
شد و چرا
حکومت
نتوانست
آن را
پیش بینی
کند؟
دکتر
گودرز
اصفهانی

شورش
نتیجه
آزاد
شدنِ
انرژی
های
متراکم
جنبش ها
در هر
کشوری
است. از
جمله
ایران.
شورش ها
در کمی
بیش از
یک قرنِ
اخیر، در
زمینه
حضور
حاکمیت
های
نامحبوب
و نا
کارآمد
که اغلب
هم تابع
نظم
ناکار
بوده
اند،
اتفاق
افتاده
است.
فارغ از
اینکه چه
کسی ویا
گروهی
رهبری یک
شورش را
در دست
داشته
باشد، پس
از آن
بخشی از
جنبش ها
به دلایل
مختلف از
حضور در
تحولاتِ
بعدی
محروم می
مانند که
ای بسا
ناخواسته
تبدیل به
طرفدار
زخم
خورده
براندازی
می شوند.
در
دیدگاهی
کلی بهتر
است
ببینیم
که چرا
کار یک
جنبش
اعتراضی
به شورش
می
انجامد
که عمدتا
با خشونت
همراه می
شود.
تضادِ
اندیشه،
شیوه
زندگی و
عدم
آگاهی از
علایم و
راههای
عبورِ یک
روند
تکاملی،
چه در
جنبش و
چه در
قشرِ به
حکومت
رسیده،
اگر
سازمان
بیابد به
انقلاب
می
انجامد و
اگر بی
سازمان
باشد ختم
به شورش
می شود.
اما یک
نکته را
نباید
فراموش
کرد که
شورش نیز
مانند
حرکت های
انقلابی،
گامی است
جهت
تکامل.
حال در
شورش این
تکامل با
جهش کور
خود را
نشان
میدهد و
در
انقلاب
بصورت
سازمان
یافته و
گام به
گام.
حداقل در
دوران
تکاملی
خود. این
همان سیر
تکاملی
است در
حیوانان
و از
جمله
میمون و
یا حتی
در
بیماری
ها شاهدش
هستیم.
ویروس
HIV در
حالیکه
عمر
درازی را
طی کرد
با بدنِ
انسان
تطابق
نداشت
ولی
ماکیان
ها را به
ضعف
ایمنی
مبتلا می
کرد و یا
ویروس
کرونا که
از ویروس
های گروه
سرما
خوردگی
معمولی و
بی آزار
بود با
جهشی
ساده
قابلیت
انطباق
با بدن
انسان را
کسب کرد
و در
سالهای
منتهی به
دو هزار
پاندمی
ایدز را
به ظهور
رساند و
کرونا در
سال ۲۰۱۹
با یک
جهش
تبدیل به
ویروسی
آنچنان
شد که
تسویه
حسابی بی
خون و
خنجر در
ابناء
بشر و
آنان که
سطح
ایمنی
ناقص
داشتند
ختم شد.
این مثال
و یا
نمونه،
حال و
روز
جوامع
انسانی
را منعکس
می کند.
بویژه از
این نظر
که مانند
شورش
اجتماعی
قابل پیش
بینی
نیستند و
حالت
انفجاری
دارند.
ایدز و
کرونا
کشتار
کردند،
زیرا جهش
قابلِ
پیش بینی
نداشتند.
شاید اگر
بموقع
رفتارهای
جنسی
انسان ها
پایش می
شد و از
رفتار
های جنسی
افراطی ،
تداخل و
تلاقی
گروه های
گژ رفتار
با گروه
های پاک
و افراط
در شیوعِ
تجارت
جنسی
آگاه می
شدیم،
ممکن بود
بمرحلهی
کشتار
وسیع و
ناگهانی
در ایدز
نرسیم.
در مورد
کرونا
نیز همین
منطق
حاکم
است.
چنان که
در شناخت
و تاخیر
در شناخت
زیر ساخت
های شورش
و انقلاب
در یک
جامعه.
باز
گردیم به
این
روزهای
ایران و
کشتار
۱۴۰۴ که
نظام
نابینائی
خود در
شناخت
جامعه را
با گلوله
جبران
کرد.
من این
فاجعه را
شکستِ
ژنتیک
حکومتی
میدانم
که خود
بر سر و
روی خود
چنان
کوبید که
تا ابد
جای پنجه
ها بر
چهره اش
خواهد
ماند.
----------------- |
|
|
عنوان
اول پیک
نت
۲۴
دیماه
چهارمین
تظاهرات
۳
دهه
گذشته
بهشورش
وسرکوب
خونینانجامید |
|
 |
|
درجریان
تظاهرات
و
اعتراضات
مردم که
به خونین
ترین و
پرتخریب
ترین
اغتشاش و
وسیع
ترین
سرکوب
حکومتی
انجامید،
وزیر
کشور هم
یک
مصاحبه
کرد. او
دراین
مصاحبه
گفت:
"آنهایی
که
اعتراض
را به
سمت
تخریب،
اغتشاش و
اقدامات
تروریستی
میکشانند
نمیگذارند
صدای
اعتراض
مردم
شنیده
شود."
آنچه
وزیر
کشور گفت
و به
فاصله
چند روز،
رئیس
جمهور
نیز
تکرار
کرد، در
حقیقت
"عذر
برتر از
گناه
بود" که
در
ادبیات
ایران
بعنوان
یک ضرب
المثل پر
معنا
وجود
دارد. از
جمله این
دو بیت
از یک
غزل
زیبای
محتشم
کاشانی:
روی نا
شسته چو
ماهش
نگرید
چشم بی
سرمه
سیاهش
نگرید
عذرخواهی
کندم بعد
از قتل
عذر بدتر
ز گناهش
نگرید
سالها
کارگران،
کارمندان،
پرستاران،
بازنشستگان،
مال
باختگان،
معلمان،
دانشجویان،
رانندگان
تاکسی
و...
برای
حقوق و
بویژه
حقوق عقب
افتاده،
گرانی،
مستمری
ناچیزی و
... نه
تنها
اعتصاب و
تظاهرات
آرام و
بی
اغتشاش
کردند،
بلکه حتی
مقابل
مجلس جمع
شدند.
حکومت با
آنها چه
کرد؟
شماری از
آنها
دستگیر و
زندانی
شدند و
بقیه یا
بیکار و
یا
مرعوب.
هیچیک از
آن
تظاهرات
و اعتصاب
ها پاسخ
مناسب از
جانب
حکومت
گرفت؟
هیچگاه
یک قشر
از
معترضان،
بجای آن
دستچین
شدگانی
که به
دیدار
رهبر
برده می
شوند به
بیت
رهبری
دعوت
شدند تا
حرفشان
را
بزنند؟
با این
سابقه
است که
وقتی
وزیر
کشور که
خود یکی
از
سرداران
سپاه در
لباس
شخصی
است،
وقتی می
گوید
"اغتشاشگران
اجازه
ندادند
صدای
مردم
شنیده
شود"
باید
پرسید:
خود را
فریب می
دهید و
یا قصد
توجیه
سرکوب را
دارید؟
جمهوری
اسلامی
در سه
دهه
اخیر،
حداقل سه
بار
تظاهرات
وسیع
مردم را
تجربه
کرده
بود.
یکبار در
سال ۹۶،
بار دیگر
در سال
۹۸ و در
ادامه آن
در سال
۱۴۰۱ و
حالا این
بار
خونین تر
از همه
موارد
گذشته در
سال
۱۴۰۴.
آیا در
پایان آن
۳
تظاهرات
تغییری
در سیاست
های
اقتصادی
و
اجتماعی
دادید؟
به حرف
مردم گوش
کردید؟
اگر داده
بودید
کار به
شورش
کنونی
نمی کشید
تا به
قول
خودتان
اسرائیل
و امریکا
هم از آن
استفاده
کرده و
خونین
ترین
سرکوب که
هنوز
آمار
دقیق و
هول
انگیز آن
رسما
اعلام
نشده را
در
کارنامه
حکومت
ثبت شود!
و تازه
هنوز
ماجرا
ختم نشده
و بیم
ورود
مستقیم
اسرائیل
و امریکا
و نابودی
زیرساخت
های
کشور،
تقسیم
شدن
احتمالی
ایران و
کشت و
کشتار و
ناامنی
عمومی و
دهها
پیامد آن
می رود.
درباره
نقش
مافیاهای
اقتصادی
در همین
اغتشاش
های اخیر
که ربطی
به
اعتراض
های
اقتصادی
مردم
نداشت،
مراجعه
کنید به
تفسیر
مصاحبه
وزیر
خارجه
"عراقچی"
در همین
شماره
پیک نت.
تفسیری
که انگشت
اتهام
مستقیما
متوجه
الیگارش
ها، ارز
دزدهای
صدها
میلیارد
دلاری و
فلج
کنندگان
هر اقدام
و گامی
در جهت
رهائی از
شر
امریکا و
دلار به
امید
سلطه
کامل بر
قدرت
حکومتی
است. یک
هزارم
مقابله
ای که با
تظاهرات
و
اغتشاشات
صورت
گرفت،
درتمام
سالهای
گذشته
علیه
مافیاهای
اقتصادی،
سهام
داران
بانکها و
هولدینگ
ها صورت
گرفت؟
صنایع
ملی
مانند
بانک ملی
است و
متعلق به
مردم.
حتی در
گذشته
پیش از
انقلاب
هم ذوب
آهن
اصفهان،
نورد
اهواز،
ماشین
سازی
اراک،
تراکتور
سازی
تبریز و
امثال
آنها ملی
بود و
دولت
آنها را
اداره می
کرد.
شرکت ملی
نفت
ایران
نیز در
اختیار
دولت بود
و از
کنار
همین
صنایع
ملی و
البته
مالیاتی
که گرفته
می شد،
آموزش و
پرورش در
کشور
مجانی
بود،
بهداشت
مجانی
بود و
تابع
بیمه ها.
سرمایه
داران
بخش
خصوصی هم
صنایعی
را در
کشور
بنیان
گذاشته
بودند
مانند
ایران
ناسیونال،
کفش ملی،
کفش بلا،
کارخانه
ارج،
کارخانه
آزمایش و
دهها
موسسه
تولیدی
دیگر که
بسیار هم
خوب آنها
را اداره
می کردند
و چرخ
تولید در
کشور می
چرخید.
گروه اول
را دادید
به عده
ای که
نامشان
را فاش
نمی کنید
و به
گروه دوم
چوب حراج
زدید و
در رکاب
سرمایه
داری
بازاری و
تجاری به
نابودی
کشاندید.
فریاد
اعتراضی
مردم حتی
اگر
تحلیل
این
فاجعه را
ندانند و
یا به
خاطر
نداشته
باشند،
نتیجه
همین
سیاست
های
ویرانگر
است، که
آن را در
گرانی و
غارت و
اختلاف
طبقاتی
تاریخی
در کشور
شاهدند.
ریشه های
اغتشاش و
بهره
گیری
بیگانگان
از فریاد
های مردم
اینجاست
و هنوز
هم گوش
حکومت
بدهکار
نیست و
بقول
یغمای
جندقی
شاعر:
گوش اگر
گوش تو و
ناله اگر
ناله من
آنچه
البته به
جائی
نرسد
فریاد
است |
|
|